خراش خاطره


باد میاید میان ِ کوچه باز
بادبانهایند میرقصند شاد
باد یعنی بوی تجدید خزان
باد یعنی روزهای امتحان
سینهء ما امتحان ِ سوزهاست
قلب ما تجدیدیِ آن روزهاست
باد ما را برد زیرِ خاطره
باد آمد دست ما را زد گره
خانهء ما باغی از شمشاد بود
اولین دیدارِما در باد بود
باد هر شب زوزه میکرد از ترک
باد میاورد با خود شاپرک
روز طوفان، روزِباران، روزِ صاف
باد بود و سیمهای ِ تلگراف
ما همه تجدیدیِ شهریوریم
ما پر از خردادِ ثلثِ آخریم
ثلث ِ فروردین که میشد باغ سبز
باز میشد لاله های ِداغِ سبز
صدورق گل حفظ میکردیم ما
جزوهء زنبق میاوردیم ما
جذر و مد آه میشد جانِ ما
جبر شبنم بود در چشمان ما
ما نگاهی ذره بینی میشدیم
محو تعلیمات دینی میشدیم
آه ای خط خوش بی لک و پیس
آه ای دوران ِ سبزِ خود نویس
باد و باران، ابر و قایق در تو بود
نقطهء جوش شقایق در تو بود
کاش برگرددغروب و سار تو
مشق و ایوان، جوهر و پرگار تو
+ نوشته شده در شنبه ۲۷ شهریور ۱۳۸۹ ساعت 20:55 توسط متین فر
|
هیئت سیاهپوشان امام حسین قم